من تصمیم گرفتم از همین اول با خودم صادق باشم!
رشته من کمى با بقیه فرق داره!من قرار نیست پزشکى رو بخونم!قراره پزشکى رو زندگى کنم.
باید قبول کنم که قراره از خیلى تفریحات بزنم.
باید از فرصت هاى کوچولو واسه ورزش استفاده کنم.
باید قبول کنم که دیگه باید نجوم تا حدى بذارم کنار!
باید یادم باشه اما...
من قراره بهترین روزاى عمرمو در کنار بدترین روزاى مردم بگذرونم.
اینا ارزشمنده!
باید هدف خدایى داد بهش.
از همون روزاى اول.
از اولین صفحه هاى اناتومى!
چون قرار نیست من فقط چند تا چیزو حفظ کنم!
قرار نیست جون کسى رو به خطر بندازم!
یادم باشه اما...
مقصر اینا بیماران نیستند.پس نباید تقاص پس بدهند!
مقصر پدر ومادرم نیستند.
وقتى خسته ام نباید بقیه رو ازار بدم.
من خودم انتخاب کردم.کسى مجبورم نکرد و هر رشته اى میتونستم برم پس فقط خودم جوابگو ام.
یادم باشه که خدا حتما یه چیزى دیده که منو تو این راه قرار داده.که همه چى رو یه جورى هماهنگ کرد که بقیه رشته ها به دلم نشینه.
پس هر وقت خسته شدم از خودش بخوام توان و ارامش و ایمان رو!
میدونم.....خیلى خیلى زوده واسه این حرفا!
اما لازمه!دوست دارم بعدا هر وقت خسته شدم بیام ببینم اینجا رو..،
بیشتر واسه خودم اینو نوشتم.ببخشید شما به بزرگوارى خویش.
یه جور یاداورى!
میدونی فرق پزشکی با رشته کثلا یکی مثل من چه فرقی داره؟
فرقش اینه که تو با چیزی سر و کار داری به اسم: "جان"
مولوی یه شعر داره در دیوان شمس ، میگه:
آوازه جمالت از "جان" خود شنیدیم
چون باد و اب و اتش در عشق تو دویدیم......
ببین میگه وصف اوصاف خدا رو از جان خود شنیدیم. از جان.....
مولوی بی خودی از کلمه "جان" استفاده نکرده. چیزی که دکترای عزیز باهاش به طور مستقیم سر وکار دارند. خیلی مهمه. خیلی.... و من رفتار برخی دکترها رو درک نمیکنم!!!
تعبیر قشنگى داشتید
واقعا گاهى پزشک ها مرز مرزند!
مرز زندگى
مرز امید
....
مسءولیت بزرگیه!
سلام من مینام.دانشجو ترم 1 پزشکی!دیشب خ دلم تو خوابگاه گرفته بود..دلم واسه خونوادم یه ذره شده بود!!خ سخته...از دست این درسای سختم اعصابم داغون بود..نشستم رو بالکن و یه دل سیر گریه کردم...خیلی خیلی اتفاقی اومدم تو وبلاگت...وقتی این متنو خوندم کلی آروم شدم.راست میگی راهیه که خودمون انتخاب کردیم پس باید تا تهشو بریم..هر راهیم سختیای خودشو داره.خیلی خیلی ازت ممنونم بابت این همه انگیزه ای که دادی.
سلام عزیزم
خوشحالم که اومدى و یه کوچولو تونستم کمکى کرده باشم
بازم بیا گلم
در پناه خدا
سلام؛سپاسگزارم؛نمیدونم چگونه از شما تشکر کنم؛امیدوارم بتونم جبران کنم؛حتما به کمکتون محتاجم اما قول میدم مزاحم درس خواندنتون نباشم میدونم چقدر پزشکی سخته
سلام
راستش من ورودى بهمنم البته
مشغله هام به خاطر کار دیگه اى
و البته شما با چندتا سرچ کوچیک تو اینترنت میتونید ادرس وبایى رو پیدا کنید که به کنکورى ها کمک میکنند
مثلاhttp://dr-kap.blogfa.com/
که روش مطالعه دروس رو نوشته و یا اکسیر کنکور و...
منم تا جایى که بلد باشم پاسخگو هستم
اوف .... پس از اون بچه درس خون هایی ...
ایشالله به سلامتی ...
من دانشگاه تهرانم ! البته ... این البته اش خیلی مهمه :)))
بین الملل تهرانم یعنی الان کیشم :(
دیگه دیگه ...
ان شالله موفق باشی ...
اتفاقا گفتی اناتومی گروه بافت و اناتومی خیلی ادم های خوبین ... واقعا جز بهترین گروه های دو تا دانشکده اند ... یه دکتر ابوالحسنی هست الانم داره تو ساحل با بچه ها طناب کشی بازی میکنه !
یه دکتر حسن زاده است تازگی ها شده رئیس دانشکده مون اونم خیلی ادم خوبیه !
خلاصه گروه خیلی باخالین ... تو دانشگاه نه معلوم استاد چی میگه نه معلوم چی میخواد مسخره بازیه ولی گروه بافت و اناتومی هم انسانند هم درت درس میدن هم درست امتحان میگیرن خوب نمره میدن خیلی خوبن !
خدا رو شکر که راضى هستى گلم.
انشالله همیشه موفق باشى
ممنون از لطفت
به به همکار هم که در اومدیم خانوم دکتر
کجا درس میخونی به سلامتی ؟!
ببین از حالا گفته باشم ها مریض هاتو باید بفرستی داروخونه من !
به به!به سلامتى!
هنوز که شروع نشده کلاسام عزیزم.
دانشگاه بهشتى ورودى بهمنم البته تو ادرس وبم و توضیحات عنوان وبلاگ نوشته بودم.
شما کجا میخونى؟
(امسال بومى گزینى زیاد بود واسه همین از رتبه ٢٧ غیر بومى به بعد بهشتى شدیم)
گندم جانم باید اعتراف کنم این نگاه و صداقتت رو خیلی دوست می دارم... الهی این رو راست بودن و قشنگ دیدن همیشه توی همه ی شرایط همراهت باشه عزیزم...
یقین دارم که به بهترین شکل ممکن در انجامش موفق می شی دوست جانکم
سلام
با دعاى دوست خوبى مثل شما
انشالله که بتونم همیشه همین دید رو داشته باشم
از ادمایی ک واقعیت رو می بینن و بعد از دیدن می پذیرن
خوشم میاد... امیدوارم و مطمئن میتونی تا اخرش بری.
از این ک صادقانه می نویسی سپاس
سلام
سپاس از شما براى حضورتون و لطفتون.
راستى اگه ادرسى دارید بنویسید تا بخونیمتون.
از رادیو احسان؟
سلام
حقیقت اینه که هیچ وقت پزشکی را دوست نداشتم. نه اینکه دوست نداشتم کمک کنم، اما نمی توانستم تشریح و .. را تحمل کنم. اصلا و ابدا...
خوب درس بخوانید... خوب... امیدوارم موفق بشوید...
من دوست دارم.
راستش رتبه زبان دانشگاه تهران،دندون و دکتراى بیوتک دانشگاه تهران رو هم اوردم اما هر چى هم همه گفتند دیدم نمیتونم بگذرم از این رشته!
ممنونم
سلام عزیزم افکار زیبایی داری دوست دارم بیشتر با شما اشنا بشم محبت میکنید
سلام مادر گرامى
من وبلاگ ایشون رو بعد از پر کشیدنش پیدا کردم.
من هم دوست دارم با شما و فرشته تون بیشتر اشنا شم.
سلام عزیزم
خیلی خوبه که این ها رو تو ذهنت تا اخر داشته باشی ولی گاهی وقت ها اینقدر فشار زیاد میشه که همه این نکات یادت میره
درسته توی علوم پایه فیزیو و آناتومی مهمه...ولی بخون که معدل بالا از همه این ها مهم تره...من این اشتباهو کردم و علوم پایه درس نخواندم...معدلم خیلی پایین بود...در صورتی که توی علوم پایه خیلی راحت میشه معدل را بالا آورد!
سلام فرشته جان.
خوش اومدى گلم.
اره باید زیاد بخونم.منم دوست دارم معدلم بالا شه.
اما راستش هنوز درگیرم بین جزوه و رفرنس.
ممنونم.
سلام
معلومه دانشجوی با انگیزه ای هستید ولی خیلی به خودتون سخت نگیرین از درسای علوم پایه فقط اناتومی و فیزیو بدرد میخوره واسه بقیش خودتونو اذیت نکنین
موفق باشین
سلام.
خوش اومدید.
ممنون از توصیه تون.
سلام...
واقعا قشنگ مینویسید...
من آخر راه هستم و شما اول راه....
خوب بهم رسیدیم ها؟>!!!!
ادامه بده.....
یاده گذشته های خودم میافتم....
دکتر امین.یک پزشک تازه فارغ التحصیل.
سلام!
به به!اقاى دکتر خسته نباشید!
راه سختى بوده ها!
لطف دارید.
انشالله مینویسم.
شما هم سر بزنید.راستى ادرستون رو نداشتید.
وب دارید؟