من پلنگى تنها و پر از حسرت ماه....!

روزمره هاى یک دانشجوى پزشکى.اینجا خود خودمم،حتى اگر نامم گندم نباشد!

من پلنگى تنها و پر از حسرت ماه....!

روزمره هاى یک دانشجوى پزشکى.اینجا خود خودمم،حتى اگر نامم گندم نباشد!

مادرانه هاى یک دختر

یادم باشد اگر روزى مادر شدم تمامم را به پاى کودکم نریزم

یادم باشد که همه زندگى ام خلاصه نشود در فرزندانم

که وقتى هم براى خودم داشته باشم

که اهمیت بدهم به سلامتى ام،شادابى ام...

یادم باشد که فرزندانم زندگى خودشان را خواهند داشت پس من هم نباید از زندگى خودم دست بکشم



و تمام این کارها را به خاطر همان فرزندانم انجام دهم

که تا مثل من نیاندیشند که شیره زندگى مادرشان را مثل کرم مکیده اند

که احساس گناه نکنند از رها کردنش

که عذاب نکشند از این به خود اهمیت ندادن هایش

هر چند او بگوید تو بهترین فرزند دنیایى..

نظرات 14 + ارسال نظر
راضیه سه‌شنبه 10 دی 1392 ساعت 23:17 http://bidel74.blogfa.com

ممنونم و امیدوارم که بتونم
تو هم همینطور

فرشاد سه‌شنبه 10 دی 1392 ساعت 18:53 http://lahzehaaaa.blogfa.com

از خود گذشتگی یا وابستگی ؟

سلام
از خودگذشتگى بیش از حد،تا جایى که همه برنامه هاش خلاصه شده باشه در بچه ها که ناخوداگاه موجب وابستگى هم میشه

زهرا سه‌شنبه 10 دی 1392 ساعت 13:00 http://pichakkk.blogsky.com/

موافقم باهاتون.
به نظر مادرها باید جایی هم برای رسیدن به خودشون و تفریحات شون بذارن

سلام
بله

یک عدد مامان سه‌شنبه 10 دی 1392 ساعت 11:44 http://kidcanser.blogfa.com

نه گندم جان عذاب وجدان نداشته باش باور خیلی وقتا مامانا اگه کاری واسه بچه ها شون می کنن به خاطر دل خودشونه باید مامان بشی تا این حس رو درک کنی البته منکر این نمی شم که گاهی بعضی مامانا هی یاداوری می کنن که چه کاری کردن ولی اون ماله موقعی هست که به این کار به چشم وظیفه نگاه می کنن اگه با عشق باشه و تا جایی پیش برن که حس مادرانشون رو ارضا کنه مطمئن باش که دیگه هیچ توقعی هم ندارن

سلام
مادرم هیچ وقت منت نمیداره،خودش هم میگه با عشقه!توقعى هم نداره
اما من هم چنان عذاب وجدان دارم!چون به نظرم هر مادرى باید واسه خودش هم برنامه داشته باشه!این احساس خیلى اذیتم میکنه
میدونید الان که دارم میرم و میبینم که انگار خیلى از زندگى مادرم رو دارم میبرم اما!
در حالى که مادربزرگم با اینکه ٧٠سالشه و پدربزرگم الان ٢٥ساله فوت کرده و مامانیم همه کارى واسه این بچه کرده اما خیلى به خودش و سلامتیش و ورزش و ...اهمیت میده.خلاصه بدون بچه هاش هم زندگى داره خیلى قشنگ زندگى میکنه

معتکف سه‌شنبه 10 دی 1392 ساعت 10:17 http://koolebaar.blogfa.com/

سلام علیکم
التماس دعا در این ایام

سلام
محتاجیم به دعا

گریه مکتوب سه‌شنبه 10 دی 1392 ساعت 02:25 http://tarsim.blog.ir

سلام قطره های 54 و 55 شعر هایم هم چکید! (برای امام مجتبی علیه السلام) ، منتظر نقد های شما هستم
http://tarsim.blog.ir

سلام
خیلى قشنگ بود
نقد مال ما نیست...ما لذت میبریم!

جوهر دوشنبه 9 دی 1392 ساعت 22:26 http://myprinter.blogsky.com

سلام مجدد
و البته باعث می شود که دیگر نخواهند همه آرزوهایشان را بچه هایشان محقق کنند...

جوهر دوشنبه 9 دی 1392 ساعت 22:24 http://myprinter.blogsky.com

سلام
خیلی موافقم...شاید حتی نه بحث رسیدن به خودش، بلکه یک کار، تفریح، سرگرمی داشته باشد، بدون حضور بچه ها؛ یک گعده دوستانه، تدریس و...
حداقل باعث می شود توقع شان نسبت به اینکه همیشه بچه هایشان پیششان باشند، کمتر شود.
قبول پدر و مادرها خیلی برایمان زحمت کشیدند، اما آدمیزاد با آینده زندگی می کند، نه گذشته... باید قدرشان را دانست، خدمتشان را کرد اما نه تمام ساعات عمر را...
حداقل باعث می شوند که خودشان هم کمتر چشم انتظار بمانند.

سلام
دقیقا منظورم همینه جوهر جان
دوست داشتم مادرم سرگرمى هاى خودشو داشت و به علاءقش توجه میکرد و از همه چیش به خاطر ما دست نکشیده بود!
میدانى جوهرجان ما دختراها این حس رو بیشتر درک میکنیم چون هم حساس تریم به مادرنمان و هم انتظار مادرها از دخترانشان بیشتر است
اگرچه مادر من از من انتظار زیادى هم ندارد و واسه همین هر کارى هم میکنم بازم احساس میکنم کم گذاشتم و احساس گناه میکنم

تقی زاده دوشنبه 9 دی 1392 ساعت 21:17 http://medstudent87.blogfa.com

سلام...
یه پست جدید توی وبلاگم گذاشتم به مناسبت این ایام شهادت...
خوشحال میشم سر بزنید...

سلام
قبل اینکه شما بگید سر زدیم و فیض بردیم اقاى دکتر
اما بازم ممنون که گفتید

امیر دوشنبه 9 دی 1392 ساعت 20:02 http://ngc1359.blogfa.com

مقصر: اکسی توسین

سلام
بله گویا!
نکته ظریفى بود...

علی... دوشنبه 9 دی 1392 ساعت 13:09 http://razoneyaz.blogfa.com/

خدا عاقبت همه ما رو بخیر کنه
آرزوی خوشبختی براتون دارم

انشالله
ممنون

حسین دوشنبه 9 دی 1392 ساعت 11:20 http://mohammadihossein.blogfa.com

زیبا گفتید ... اما همونطور که معتکف گفتند ، ذات محبت مادری طوری هست که تمام محبت مادرانه ، بدون هیچ چشم داشتی به پای فرزندان ریخته میشه . در واقع چه مادر و چه پدر ، تمام خودشون رو صرف بزرگ کردن فرزندانشون می کنند ...
و این فرزندان هستند که باید قدردان محبتهای این دوتا فرشته باشند ...

سلام
خب اینم نظر شماست.
اگه محبت مادرم شبیه پدرم بود خیلى بهتر بود
به نظر من مادر نباید تمام زندگیشو صرف بچه اش کنه.چون من به شخصه از این کارش اذیت شدم .خیلى وقت ها مجبور بودم عذاب وجدان داشته باشم.
این نظر منه

معتکف یکشنبه 8 دی 1392 ساعت 23:07 http://koolebaar.blogfa.com/

پس منظورتون وابستگی بیش از حده...

منظورم از خود گذشتگى بیش از حده
این که از همه چیش بگذره،که وقتى فرزندش بره انگاره هیچى واسش نمونده
به هیچیش اهمیت نداده نه به سلامتیش نه هیچى

معتکف یکشنبه 8 دی 1392 ساعت 22:04 http://koolebaar.blogfa.com/

سلام ببخشید الان میگید ولی مادر شدید فراموش میکنید چون ذات مادران اینجوریست بدون محبت کامل به بچه هاش دووم نمیاره

سلام
محبت کامل فرق داره معتکف جان،من میگم نباید خودشو نادیده بگیره حداقل به خاطر همون بچه هم که شده!من به شخصه ترجیح میدادم مادرم بیشتر به خودش اهمیت میداد.اونجورى موقع ترکش فکر نمیکردم دارم تموم زندگیشو میگیرم
مطمءنم اینجورى بهتره...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد