من پلنگى تنها و پر از حسرت ماه....!

روزمره هاى یک دانشجوى پزشکى.اینجا خود خودمم،حتى اگر نامم گندم نباشد!

من پلنگى تنها و پر از حسرت ماه....!

روزمره هاى یک دانشجوى پزشکى.اینجا خود خودمم،حتى اگر نامم گندم نباشد!

زردى من از که؟!

عمو جان 
سرخ ترین شب سال را به انتظارت مینشینم
شاید شراره هاى خیالت آتشى باشد بر سرماى بى سابقه ى این شب هاى سرد و تلخ
امشب زیر این کرسى یاد اغوش گرمت افتادم در اخرین شب بودنت
دلتنگ تک تک ترقه هایى شده ام که هر سال این چهارشنبه اخرین را برایم شاد میکرد
عمو 
نشد که هیچ شعله اى را بى توبه نظاره بنشینیم,هر ذره وجودم حضورت را مى طلبد
نازنین

نظرات 1 + ارسال نظر
امیر پنج‌شنبه 29 اسفند 1392 ساعت 13:48 http://ngc1980.blogfa.com

خدایش بیامرزد.
باورم نمی شود
کی کسی شنیده است
زیر خاک گم شوند
قله های استوار

انشالله..
راستى حالا که من اولین نفرى بودک که نوروز رو تبریک گفتم شما هم تحویل سال حسابى واسم دعا کنید
دعاهاى شما قشنگه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد