من پلنگى تنها و پر از حسرت ماه....!

روزمره هاى یک دانشجوى پزشکى.اینجا خود خودمم،حتى اگر نامم گندم نباشد!

من پلنگى تنها و پر از حسرت ماه....!

روزمره هاى یک دانشجوى پزشکى.اینجا خود خودمم،حتى اگر نامم گندم نباشد!

تنهایى

چه کسى تنهایى را در سه هجا بخش کرده؟!

.

.

.


بگویید بیاید تا من به قدر هزار هجایش  برایش اشک بریزم!

نظرات 1 + ارسال نظر
راضیه دوشنبه 25 آذر 1392 ساعت 23:17 http://bidel74.blogfa.com

ناراحت نباش خانومى!گاهى حس تنهایى میگیردم اما زودى هم میره...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد