من پلنگى تنها و پر از حسرت ماه....!

روزمره هاى یک دانشجوى پزشکى.اینجا خود خودمم،حتى اگر نامم گندم نباشد!

من پلنگى تنها و پر از حسرت ماه....!

روزمره هاى یک دانشجوى پزشکى.اینجا خود خودمم،حتى اگر نامم گندم نباشد!

تنهایى

چه کسى تنهایى را در سه هجا بخش کرده؟!

.

.

.


بگویید بیاید تا من به قدر هزار هجایش  برایش اشک بریزم!